السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
25
تفسير الميزان ( فارسي )
اين است كه او صدقه اى بود از خدا به پدر و مادرش ، و يا اين است كه آن حكمى كه به او داديم صدقه اى بود از خدا بر وى ، و نيز ضعف اين سخن معلوم مىشود كه بعضى « 1 » گفتهاند : مراد از « زكات » طهارت از گناهان است . بود و نسبت به مردم « جبار عصى » نبود ] * ( « وَكانَ تَقِيًّا وَبَرًّا بِوالِدَيْه وَلَمْ يَكُنْ جَبَّاراً عَصِيًّا » . ) * كلمه « تقى » صفت مشبهه از تقوى است ، و تقوى به اصطلاح علماى علم صرف مثال واوى است يعنى ماده اوليش قاف و واو و ياء بوده و به معناى ورع و پرهيز از حرامهاى خدا و اجتناب از ارتكاب مناهيى است كه آدمى را به عذاب خدا مىكشاند ، كلمه : « بر » ( به فتح باء ) نيز صفت مشبهه از ماده « بر » ( به كسر باء ) به معناى احسان است ، و كلمه « جبار » به طورى كه در مجمع البيان « 2 » گفته به معناى كسى است كه براى احدى حقى قائل نبوده ، دچار جبريت و جبروت شده باشد ، و نخل جبار آن درخت خرمايى است كه از بلندى دست به آن نرسد ، و بنا به قول صاحب مجمع برگشت معناى جبار به اين است كه آن چنان مستكبر و بلند پرواز باشد كه خواسته خود را بر مردم تحميل كند ، و چيزى را از مردم تحمل نكند ، مؤيد اين معنا خود آيه مورد بحث است كه بعد از كلمه « جبار » كلمه « عصى » را آورد ، چون عصى صفت مشبهه از عصيان است ، كه اصل در معنايش زير بار نرفتن است . از اينجا روشن مىشود كه سياق جملات سه گانه مورد بحث سياق بيان كليات احوال آن جناب نسبت به خالق و مخلوق است ، جمله * ( « وَكانَ تَقِيًّا » ) * حال او را نسبت به پروردگارش بيان مىكند ، و جمله : « وَبَرًّا بِوالِدَيْه » وضع او را نسبت به پدر و مادر حكايت مىنمايد ، و جمله : « وَلَمْ يَكُنْ جَبَّاراً عَصِيًّا » رفتار او را نسبت به ساير مردم شرح مىدهد ، و حاصل معناى اين جمله اين است كه آن جناب رؤوف و رحيم به مردم ، و خير خواه و متواضع نسبت به ايشان بوده ، ضعفاى ايشان را يارى مىكرده ، و آنهايى را كه آمادگى هدايت و رشد داشتهاند هدايت مىنموده ، و به اين بيان اين معنا نيز روشن مىشود اينكه بعضى « 3 » از مفسرين كلمه « عصيا » را به عاصى نسبت به پروردگار تفسير كرده تفسير درستى نكرده است . « وَسَلامٌ عَلَيْه يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا » . كلمه سلام ( در معنا ) نزديك با كلمه « امن » است ، و آنچه از موارد استعمال آن به دست مىآيد اين است كه فرق ميان آن دو اين است كه « امن » عبارت است از خالى بودن
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 16 ، ص 73 به نقل از زجاج . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 506 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 506 .